خرید بک لینک
پاییز است و سرد ولی این سرما، سرمای پاییزی نیست. گوش کن این صدا، صدای باران نیست که میبارد؛ صدای رگبار گلوله هاست. بببن این رنگ سرخ انار نیست که پاشیده شده به لباسهایمان، رنگ خون است. خون برادران و خواهرنمان. ببین این بوی گلهای مریم نیست که در هوا پیچیده، بوی گازهای اشک آور است. چشم ما خیس است از نبود عزیزانمان. اشک آور هم نزنند مگر این گریه بند میآید؟ قلبمان خون است از تیرهای شما. پاییز است و سرد. انگار که گرد غم و مرگ پاشیده اند به چهرهی این شهر و دیار. مگر پاییز نیست. مگر نباید بر روی برگ های زرد و نارنجی ریخته شده بر کف خیابانها قدم میزدیم. مگر منتظر گاری پیرمرد بر سرچهاراه نبودیم که با باقالیهایش شبهای سرد ما را گرم کند؟ ۱۲ آبان ۱۴۰۱ مجتبا :: موضوعات مرتبط: موجِ نارنجی، آنچه از دل برآید :: برچسبها: پاییز۱۴۰۱, روزنگاری, سرخ به رنگ انار

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 3:00

در روزهای پایانی آبان ۱۴۰۱ به سر میبریم. دو ماه پیش نمیدانستیم چه قرار است بشود. هیچ کس فکرش را نمیکرد اینگونه جای جای ایران نالهی مردمان خسته به فریاد تبدیل شود. هیچ کس نمیدانست قرار است مشتها گره شوند و تا زمانیکه مزه آزادی را نچشند باز نخواهند شد. کسی چه میدانست کودک و نوجوان بر روی خاک گرم این سرزمین در خون خواهد غلتید، کسی چه میدانست معلم و وکیل و استاد و منتقد زندانی خواهند شد. هیچ کس نمیدانست چه اتفاقی در حال رخ دادن است. حالا ماندهاند هاج و واج با طنابهای اعدام. درمانده و خستهتر از همیشه، تکیه زدهاند بر قنداق تفنگهایشان. مادرها چه میدانستند که فرزندانشان صبح به صبح بند کفش را به مثابه بند پوتین رزم میبندند. که اگر میدانستند آخرین بوسه را نثار پیشانی قهرمانشان میکردند و با کاسهای آب آنان را به دست سرنوشت میسپردند. در روزهای تاریک آبان به سر میبریم. در خاکستریترین سالهای این سرزمین. و من خسته تر از همیشه نوشتم که یادم نرود چه بر سرما دارد میآید. ۲۶ آبان ۱۴۰۱مجتباو موج در فضا و زمان گسترده است...:: موضوعات مرتبط: موجِ نارنجی، خاطرهها :: برچسبها: موج نارنجی, آبان, سالهای خاکستری

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 3:00

صفحه بندی